اسداللهي مي‌گويد: كيفيت پائين‌ آثار گرافيكي طراحان امروزي بسيار نگرانم مي‌كند. او ضمن انتقاد از مديريت ضعيف هنرهاي تجسمي كشور معتقداست: مرتب دولت‌ها عوض مي‌شود اما نبايد در تصميمات كارشناسي با تغييرات مواجه بود. وي با بيان اين مطلب كه نبايد پوستر به گالري‌ها و نمايشگاه‌ها برود، از برگزاري فراوان نمايشگاه و جشنواره پوستر كه بخش زيادي از آن هم دولتي است به شدت انتقاد كرد.

مصطفي اسداللهي که بیشتر او را به‌عنوان گرافیست می‌شناسیم، با برگزاری اولین نمایشگاه نقاشي خود در نگارخانه ماه مهر، نشان داد که در این زمینه نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد.
اسداللهي را در پرديس دانشگاه هنرهاي زيبا ديديم. او بسیار آرام است و آنچنان به سوالات بادقت گوش می‌کند که گويي در آن زمان به هیچ موضوع دیگری نمی‌اندیشد. جواب‌ها را براساس سوال‌ها می‌دهد و زمانی که صحبت‌ به حاشیه رانده شد، باز سر موضوع اصلی برمی‌گردد. مکث نمی‌کند تا واژه و دغدغه‌های اصلی‌اش را بیان کند. می‌خندد ولي نه زياد. گو اينكه دوست دارد جدي باشد‏، جديتي كه برازنده اوست اما نه به این معنی که شیرین حرف نزند.
اسداللهي که استاد دانشگاه تهران است، از اینکه جامعه از زشتي‌هاي بصري سرشار شده؛ مي‌رنجد و از اينكه گرافيك و هنرهاي تجسمي درحال فاصله گرفتن از مردم است؛ دلخور است. گفتگو از نقاشي‌هاي اسداللهي شروع و به مباحث مديريت هنرهاي تجسمي و ساختار گرافيك ختم شد.

*همگان شما را به اسم گرافيست مي‌شناسند ولي خبر از برگزاري دومين نمايشگاه نقاشي شماست. شما گرافيستي هستيد كه نقاشي كرده است يا نقاشي كه گرافيست شده است؟ و چه شد كه به نقاشي روي آورديد؟
__ اين نمايشگاه؛ اولين نمايشگاه من نيست. سال 80 نيز نمايشگاهي از طراحي‌هايم برپا شد و نمايشگاه حاضر (در گالري ماه مهر) نمايشگاه دوم است كه صرفا به نمايش نقاشي‌ اختصاص دارد. من در سال 1347 در كنكور هنرستان نقاشي پسران شركت كردم و پذيرفته شدم و در حقيقت كارم را با نقاشي شروع كردم. در آن زمان در هنرستان‌هاي هنري كشور نيروهاي بسيار قوي تدريس مي‌كردند. افرادي مانند استاد فرشچيان، مرحوم حسين كاظمي، جعفري، نامي، استاد محمدي و ...‏، آن دوران براي من و هم‌نسلان محصل من؛ بسيار موثر و طلائي بود. من با نقاشي و طراحي گرافيك(البته بصورت گذرا) آشنا شدم. در سال 51 از هنرستان فارغ‌التحصيل شدم و در كنكور پرديس دانشكده هنرهاي زيبا امتحان دادم و وارد اين دانشكده شدم.
در آن دوره دو ساله؛ به صورت عمومي تمام بخش‌هاي مختلف هنرهاي تجسمي را كار مي‌كرديم و دو سال هم به صورت تخصصي به يكي از گرايشات مي‌پرداختيم كه من گرافيك را انتخاب كردم. بعداز چهار سال از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده و وارد جرگه طراحان گرافيك شدم ولي نقاشي هم به صورت جسته گريخته در حاشيه كار من بوده و هست زيرا به آن علاقه‌اي خاص دارم اما اينكه فرصتي براي ارائه آن وجود داشته باشد، نبوده است.

*چرا از نقاشي به طراحي گرافيك تغيير رشته داديد؟
__اصولا آشنايي اوليه من با طراحي بود. قبل از ورودم به هنرستان؛ با گرافيك آشنا شده بودم. گرافيك ابتداي دهه 40 در ايران شامل كارهايي بود كه معدود شركت‌هاي تبليغاتي در مجلات و روزنامه‌ها كار مي‌كردند. من هم در روزنامه‌هاي مختلفي به‌عنوان طراح گرافيك تبليغات كار كرده‌ام ولي هميشه دوست داشتم به صورت آكادميك و پايه‌اي مسئله هنر و به خصوص گرافيك را دنبال كنم. به هنرستان آمدم و مسيرم را طوري انتخاب كردم كه به گرافيك برسم. نقاشي و طراحي به صورت تاريخي آغاز تمام هنرهاي كاربردي و تجسمي هستند كه در ابتداي دهه 20 شاخه‌هاي مختلف خود را پيدا كردند پس به عقيده من؛ نمي‌توان اين دو را از هم جدا كرد.

*شما مثل اكثر اساتيد گرافيك يا نقاشي مانند مرحوم استاد مميز، ابراهيم حقيقي، آيدين آغداشلو، محمد احصائي و ... محصول يك دهه بوديد كه به جرات مي‌توان گفت ممتازترين بخش هنري محصول اين دهه بود. بعداز نسل شما و با اغماض؛ نسل بعدي؛ افرادي مانند ساعد مشكي، رضا عابديني، رضا عباسي و .... را در خود داشت. ولي وقتي از اين دو نسل بگذريم ديگر در جريان هنرهاي تجسمي به خصوص گرافيك هنرمند خيلي قوي نداشتيم و تنها كورسوهاي اميدي مانند تهمتن امينيان، مرتضي آكوچكيان و پويا احمدي را داريم. دليل اين انقطاع چيست؟
__ وقتي ما شروع به كار كرديم تعداد آدم‌هايي كه وارد دنياي طراحي گرافيك شدند،‌ به تعداد انگشتان دو دست هم نمي‌رسيد زيرا آغاز كار بود و اصلا كسي طراحي گرافيك را نمي‌شناخت. خاطرم هست لفظي كه در اجتماع به ما طراحان گرافيك اطلاق مي‌شد؛ نقاش تبليغاتي بود و زياد هم ارج و قربي نداشتيم تا آنجاكه حتي برخي در خفا كار مي‌كردند و فكر مي‌كردند كه كار درستي نمي‌كنند.
بنابراين آن موقع تعداد كم بود و كساني كه پا به اين حرفه مي‌گذاشتند از روي عشق و علاقه بسيار وارد اين كار مي‌شدند. شايد به اين لحاظ همه آنها شناخته شده از آب درآمدند ولي بعداز آن تعداد زيادي از جوانان به گرافيك علاقه‌مند شدند و به اين حرفه پا گذاشتند و نسل‌هاي بعدي را تشكيل دادند. اين نسل نيز مانند نسل ما به هنر خود علاقه‌مند است ولي مسلما رقابت بين آنها بسيار فشرده است و در اين رقابت تنگاتنگ طول مي كشد تا آد‌م‌هاي شاخص‌تر ظهور كنند. بايد اعتراف كنم كه اتفاقا آدم‌هاي جوان گرافيك ما در ايده و تكنيك بسيار خوش مي‌درخشند.

*آيا شما هم در دوراني كه گفتيد دوران نقاشان تبليغاتي بود، خفاكاري مي‌كرديد؟
ــ خير اتفاقا برعكس. من وقتي كارهاي مرحوم استاد مميز را در كتاب هفته ديدم؛ گو اينكه دنياي تازه‌اي به رويم گشوده شد كه بسيار دوست داشتم به آن وارد شوم.

*شرايط كار كردن در دنياي امروز با آنچه كه شما در جواني با آن مواجه بوديد؛ يكسان نيست. امروز بازار كار بيشتري وجود دارد و تكنولوژي نيز به كمك طراحي آمده است درصورتيكه در زمان آغاز بكار شما هيچكدام از اين شرايط نبود ولي هنوز هم هركسي بخواهد كارهاي سطح اول گرافيك ايران را مثال بزند به آنچه كه شما و هم‌نسلانتان كرده‌اند؛ اشاره مي‌كند و كيفيت كارهاي آن زمان را بسيار بالاتر مي‌داند. چرا كيفيت كارهاي دوران حاضر پائين آمده است؟ ــ چيزي كه مرا هم بسيار نگران مي‌كند؛ كيفيت پائين‌ آثار گرافيكي طراحان امروزي است. ما دوران بسيار سختي را پشت سر گذاشتيم، رياضت‌ها كشيديم، كارهاي تكنيكي كه امروزه يك طراح با فشار يك دكمه آنها را انجام مي‌دهد كجا و آنچه كه ما آنها را به دست مي‌آورديم كجا. حتي خاطرم هست كه برخي اساتيد ما حاضر نبودند همه آنچه كه بلد بودند را به ما ياد بدهند و آنها را جزء‌ ويژگي‌هاي شخصي كار خود مي‌پنداشتند.
الان به وفور شركت‌هاي طراحي هست ولي بازده و كيفيت كار آنچنان بالا نيست عدد و ارقام بلاي جان كيفيت طراحي گرافيك است.

*اين مشكل آيا قابل رفع شدن نيست؟
ــ چون اين مشكل را مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه سرچشمه‌اش كجاست؛ مي‌توانيم آن را برطرف كنيم ولي ضعف مديريت در هنر كشور باعث شده كه تعلل كنيم.
مديريت كلي هنرهاي تجسمي در كشور ضعيف است البته اين مديريت هم در بخش‌هايي است كه بايد از اين هنر و فن استفاده شود و هم در جايي است كه بحث آموزش جريان دارد.
اولا نبايد به فكر اين باشيم كه تعداد مدارس هنري‌مان را زياد كنيم زيرا نيروي آموزش‌دهنده نداريم. بايد قبول كنيم كه نيروي متخصص براي آموزش نداريم. ما افرادي كه بتوانند آموزش درست گرافيك بدهند؛ نداريم درنتيجه وقتي براي آموزش؛ از نيروي سطح پائين استفاده كنيم، بازدهي پائين خواهد بود.
در بحث استفاده از طراحي گرافيك در جامعه نيز ما با مشكل روبرو هستيم. مديران بايد كار را به دست متخصصان اين فن بسپارند تا آنها، كارها را پيش ببرند ولي اين اتفاق بسيار كم رخ مي‌دهد و ما شاهد نواقص بصري غلطي در سطح شهرهايمان هستيم.
ما هم مخاطب آگاه مي‌خواهيم؛ هم سفارش‌دهنده آگاه و هم طراح آگاه. اين مثلث در گرافيك بسيار مهم است. كساني كه سفارش‌دهنده طراحي گرافيك هستند بايد علم گرافيك را بشناسند. در طول تاريخ ثابت شده كه هرگاه سفارش‌دهنده هنر خوب عمل كرده است؛ هنر شكوفا شده و مي‌توان به جرات گفت سفارش‌دهنده خوب نقشش از لحاظ اهميت برخي اوقات از نقش طراح خوب نيز فراتر رفته است.

* در بحث مديريت هنري كشور بخصوص در حوزه هنرهاي تجسمي ، از 5ـ6 سال گذشته موزه هنرهاي معاصر به يك ثبات مديريتي رسيده زيرا مديران آن تقريبا بدون تغيير بوده‌اند. ما در اول دولت نهم مديريت حبيب‌الله صادقي را داشتيم و بعداز آن تا امروز محمود شالويي؛ مدير بوده است. آخرين دوسالانه جامع گرافيك در دوران دكتر صادقي بود ولي شالويي با تغيير جهت فكري؛ دوسالانه را تفكيك كرد و آن را به دوسالانه پوستر و دوسالانه گرافيك تبديل كرد درصورتيكه اين دو همواره باهم برگزار مي‌شد. دوسالانه پوستر هم كه با رياست قباد شيوا سال پيش برگزار شد؛ حرف و حديث فراوان داشت. در ابتدا برمي‌گردم به دوسالانه‌اي كه زمان دكتر صادقي برگزار شد كه شما هم عضو هيات انتخاب و داوري بوديد. انجمن گرافيك به‌عنوان تنها انجمن صنفي منظم متشكل و حرفه‌اي(درميان ساير انجمن‌هاي هنري) مجري آن دوسالانه بود. آيا آن دوسالانه را دوسالانه‌اي با كيفيت مي‌دانيد؟
ــ صد درصد دوسالانه موفق بود. فكر مي‌كنم در سه دوره‌اي كه انجمن برگزاركننده دوسالانه بود يعني دوره هفتم با دبيري من، دوره هشتم با دبيري ابراهيم حقيقي و دوره نهم با دبيري امرالله فرهادي، دولت كار بسيار درستي انجام داد و سياست كاهش تصدي‌گري خودش را اجرا كرد و كار را به انجمن واگذار كرد. اين كار كاملا درست است آنهم وقتي ما سياستي داريم مبني بر اينكه كار به دست كننده‌هاي واقعي انجام شود.
اگر دولت به تمام جزئيات وارد بشود از اهداف اصلي خودش كه ارشاد كلي است دور خواهد شد. دولت بايد هزينه كند و آخر كار هم چيز درستي از آب درنمي‌آيد. من دوره‌هاي هفتم هشتم و نهم را بسيار موفق مي‌دانم زيرا انجمن يك كار مطالعاتي و پژوهشي انجام داد. در دوره ششم ما در گزينش آثار بحث كرديم، مطالعه پژوهشي انجام داديم حتي براي انتخاب و داوري آثار نيز الگويي درآورديم كه اين پژوهش الگوي دوره‌هاي بعدي نيز شد. عده كثيري مشاركت كردند در نتيجه كار پخته‌تر، درست‌تر و علمي‌تر انجام شد. با اين حال در دوره قبل و دوسالانه پوستر بازهم به جريان قبل بازگشتيم و دولت را بزرگ ديديم و نتيجه كار با نارضايتي همراه بود.
در دوسالانه پوستري كه سال قبل برگزار شد؛ يعني يازدهمين دوسالانه پوستر؛ علي‌رغم تاكيد وزارت ارشاد بر آرام بودن اوضاع، انجمن هيچ همكاري نكرد ولي هيچ‌وقت دلايل واقعي‌اش معلوم نشد. آيا دليل واقعي آن صحبت‌هاي قباد شيوا كه خيلي‌ها آنها را توهين به انجمن مي‌دانند، بود؟
خير. قباد شيوا يكي از بزرگان و پيشكسوتان هنر گرافيك ايران است و ما نيز احترام زيادي به او مي‌گذاريم. ايشان هم از سر دلسوزي رياست اين دوسالانه را برعهده گرفت و دوست داشت كار به خوبي انجام شود و وقتي فهميد نمي‌شود اين دوسالانه را جمع كرد، استعفا داد.
ما يك توافقاتي با دكتر صادقي داشتيم مبني بر چگونگي برگزاري دوسالانه گرافيك كه در اين توافقات هم هيات كارشناسي اوليه هم شوراي سياست‌گذاري و هم دبير دوسالانه انتخاب شده بود، اينها توافقات اوليه ما با هم بود. فكر مي‌كنم وقتي مديري مي‌رود و مدير جديد مي‌آيد؛ بايد به تصميم‌هاي مدير قبلي احترام بگذارد به خصوص اينكه اين تصميم‌ها درست بود و با مشورت با انجمن‌ها صورت گرفته باشد.
در كشور ما مرتب دولت‌ها عوض مي‌شود. اما در سطح‌هاي پايين و تصميمات كارشناسي نبايد مرتبا تغييرات ايجاد شود. اگر اين تغييرات زياد شود كار از روند طبيعي خود خارج مي‌شود و روند عادي خود از دست مي‌رود.
ما شش دوره هزينه كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه كار چگونه بايد باشد و سه دوره براساس همين تجربه شش دوره‌ را بسيار خوب و موفق برگزار كرديم. هم اكنون تمام اين مخارج هزينه‌ها و كاركرد تجربه‌ها را بايد ناديده بينگاريم. اين بخشي است كه نشان مي‌دهد مديريت‌هاي هنري ما مشكل دارد. اگر آن توافق مورد حمايت قرار مي‌گرفت و محترم شمرده مي‌شد اكنون اينجا نمي‌نشستيم درمورد كاستي‌هاي دوسالانه پوستر و همكاري نكردن انجمن صحبت كنيم.
انجمن پايبند به يكسري اصول درست بوده و هست و بايد باشد انتظار از انجمن هم همين بود. حرف ما حرف كاملا تخصصي و حرفه‌اي بود وهيچ مسئله‌ ديگري غير از اين وجود ندارد.

*حتي حرف‌هايي كه قباد شيوا زد؟ حرف‌هاي ايشان به هيچ وجه بوي كمك نمي‌داد!
ــ شيوا عضو و يكي از اعضاي هيات موسس انجمن طراحان گرافيك هستند الان عضو انجمن است ولي عضو هيات مديره انجمن نيست ولي احترامش براي ما واجب است و بازهم تاكيد مي كنم حضور نيافتن انجمن در دوسالانه پوستر سال قبل دليل حرفه‌اي بود.

*در بحث انجمن و هيات مديره جديد انجمن طراحان گرافيك، آقاي بهرام كلهرنيا؛ دبير انجمن شده‌اند و تفكرات ايشان به دولت موجود بسيار نزديك است. با دبيري ايشان اين شبهه به وجود مي‌آيد كه انجمن تمايل دارد له دولت نزديك شود. آيا اين درست است؟
ــ انجمن دوست دارد كه كارش را درست انجام دهد. قبل از هر چيزي انجمن يك اساسنامه دارد كه تمام آنچه كه بايد صورت بگيرد در آن نگاشته و پيش‌بيني شده است. من در دوره جديد عضو هيات مديره نيستم زيرا تصميم بر اين شد كه تفكرات جديدي به انجمن وارد شود و رياست آن از لحاظ فكري انحصاري نباشد.
من بعداز انتخابات هيات مديره از تصميمات آنها خبر ندارم چون در هيچ‌كدام از جلسات هيات مديره و مشاوران حضور نداشتم ولي مي‌دانم هيات مديره جديد هم علاقه‌مند است كه كار درست انجام دهد و حافظ منافع انجمن و اعضا است اگر همراهي با دولت به ضرر منافع كلي باشد؛ مطمئنا مقاومت هيات مديره را همراه خواهد داشت.
بحث من بحث شخص نيست بلكه مجموعه را بايد ديد ضمن اينكه در هيات مديره فرشيد مثقالي است كه حرف آخر را مي‌زند، بايد نشست و ديد كه او به چه مي‌انديشد. اگر فكر مي‌كنيد گرايش به دولت زياد شده شايد تصميم آنها باشد و سياستي در آن نهفته باشد.

*پس تلويحا اين جريان را رد نمي‌كنيد؟

ــ بله شايد اين گونه باشد. من اين حرف را رد نمي‌كنم ولي تائيد هم نمي‌كنم.

*پوسترها به‌عنوان يكي از مهم‌ترين فرآورده‌هاي گرافيك به سمت جشنواره‌اي شدن و نمايشگاهي شدن رفته‌اند و از كاركرد اصلي خود دور شده‌اند؛ اينطور نيست؟
ــمن صددرصد با اين حرف موافقم و بايد بگويم متاسفانه اين اتفاق رخ داده است. جاي پوستر در خيابان است و درمعرض ديد مردم. اصلا نبايد پوستر به در گالري‌ها و نمايشگاه‌ها برود. اصولا نمايشگاه پوستر نبايد داشته باشيم. بايد به پوستر به‌عنوان يك رسانه احترام بگذاريم. بايد جاي مناسبي براي پوسترها در شهر درنظر بگيرند و آنها را نمايش دهند. من به كارهايي كه شهرداري در اين زمينه مي‌كند؛ اصلا وقعي نمي‌نهم و آنها را قابل قبول نمي‌دانم. به‌عقيده من بايد تمام اين پوسترها و بيلبوردهاي سطح شهرها جمع شود و دور ريخته شود. اين سالم‌ترين كاري است كه مي‌توان براي هنر و شعور بصري مردم كرد. جشنواره را براي پوستر را تعطيل كنيد لطفا!
مگر جاي پوستر در خيابان‌ها نيست؟ مگر رسالت پوستر بودن در خيابان‌ها نيست؟ مگر قرار نيست پوستر آگاهي‌دهنده باشد؟ مگر قرار نيست پوستر به‌عنوان يك هنر كاربردي مورد استفاده قرار گيرد؟ اين همه نمايشگاه و جشنواره از پوستر هر روزه در گوشه و كنار كشور سربرمي‌آورند كه اتفاقا بيش از نيمي از آنها نيز دولتي هستند آيا اين به خاطر بالا بردن بيلان ‌كاري نيست؟ بس است ديگر. بگذاريم گرافيك به‌عنوان يك هنري رسانه‌اي شكل بگيرد. بهتر است براي گرافيك تلويزيون‌مان، معماري‌مان و محيط‌ زندگي‌مان فكر كنيم. بجاي جشنواره‌ها و نمايشگاه‌هاي پوستر به آنچه كه بي‌نظمي و زشتي گرافيكي است و اتفاقا در سطح شهرهايمان درحال حاكم شدن است؛ فكري اساسي بكنيم.
بايد تمام نمايشگاه‌هاي گرافيك بخصوص پوستر را تعطيل كنيم و تمام طراحان گرافيك و هنرمندان بيايند و دست در دست هم بدهند و سعي كنند حتي اگر هم مي‌خواهند نمايشگاهي برگزار كنند آن را دركنار خيابان به نمايش بگذارند. اين پيشنهادي بود كه من در دوسالانه گرافيك جهان اسلام ارائه دادم.

*به‌عنوان سئوال آخر؛ شما گرافيك را هنر مي‌دانيد يا هنر ــ صنعت؟
ــ گرافيك شاخه‌اي از هنرهاي تجسمي است كه كاربردهاي مشخصي دارد. اصل تكثير در اين گرايش و نيز رسانه بودن از مشخصات اصلي گرافيك است.
تمام كتاب‌هايي كه در دنيا منتشر مي‌شود؛ نشان مي‌دهد و متذكر مي‌شود كه گرافيك هنر است. گرافيك يك هنر جديد در قرن بيستم و بيست و يكم است كه تعريف كاربردي بودن هنر را دربردارد. گرافيك هنر را به ميان مردم مي‌آورد و مديريت رسانه‌اي هنر در ارتباط با مردم را از شكل اشرافي قرن 18 و 19 به شكل مدرن هنر قرن بيستم را برعهده گرفت و هنر را در تمام لايه‌هاي ظريف و گسترده زندگي مردم را وارد كرد پس هنر ــ صنعت نيست.
ایلنا